به پرشین بلاگ خوش آمدید

کاربرگرامی
با سلام و احترام
ورود شما را به جمع کاربران و مخاطبان پرشین بلاگ تبریک عرض میکنیم.
به منظور استفاده مناسب تر از خدمات، توصیه میکنیم از آدرس های زیر بازدید نمایید:
http://amoozesh.persianblog.ir
http://support.persianblog.ir
http://help.persianblog.ir
http://fans.persianblog.ir
http://news.persianblog.ir
http://admin.persianblog.ir


باتشکر، گروه سایت های پرشین بلاگ
مهدی بوترابی   
نویسنده : راضیه ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٦

پوشش محلی در استان خراسان جنوبی

پوشش محلی در استان خراسان جنوبی  
 
 

 جامه های زنانه و دخترانه

در این مقاله جامه ها ، پوشاکها ، تن پوشها ، سر انداز ها ، سربند ها و آنچه زنان و دختران در آن زمان و پیش از آن از آنها استفاده می کردند به ترتیب نویسه های الفبای خط فارسی ولی با تلفظ گویشی معرفی می شوند. تلفظ فارسی هر نام در مقابل آن در میان ( ) داده شده است

1 – ارخالق arxaleq (ارخالق) :

نوع زنانه و دخترانه «ارخالق» به نیم تنه مانندی اطلاق می گردید که بیشتر از پارچه های قیمتی دوخته می شد و آستین های بلند و نک تیز و درازتر از دست داشت. این «کت» را روی پیراهن می پوشیدند و قسمت های بلند و دراز آستین ها را تا روی ساق دست تا می زدند

2 – ارقچی [ن] [N] Araqci (عرقچین) :

عرقچین زنانه بیشتر از پارچه های سفید و نرم نازک دوخته می شد و معمولاً مورد استفاده بانوان سالمند و سالخورده بود . آنان عرقچین را زیر چارقد به سر می کردند تا ریختگی و کم شدن موی سرشان مشاهده نشود.

3 – پاچی [ن] [N] Paci (پاچین) :

پاچین نوعی پیراهن بلند زنانه بود که تا زیر زانو را می پوشاند و از پارچه های گوناگون دوخته می شد و بیشتر آن را با جوراب می پوشیدند . استفاده از پاچین هنوز معمول است.

4 – پاره [ن] [N] Pere (پیراهن):

پیراهن زنانه معمولاً از پارچه های گل دار نازک دوخته می شد و آن را روی «زیر جامه» (زرجامه Zer jome) می پوشیدند. پیراهن که تا روی سرین را می پوشاند معمولاً با «شلوار» «تا ماتنگ Tamotang» پوشیده می شد . پیراهن های زنان روستایی و کارگران معمولاً کرباسی و گشاد بود .

5 – پیچه Picce (پیچه):

نوعی روی بند که از موی سیاه یال و دم اسب بافته می شد و با بند نواری که داشت به پشت سر بسته می شد.

6 – تاما [ن] Tamo (تنبان) :

تنبانهای زنانه را معمولاً از دبیت می دوختند به قسمی که تا روی پشت پا را می پوشانید و آن را زیر «شلوار» (شلیته) می پوشیدند . پاچه های تنبان زنانه تنگ بود و به همین جهت آن را تاما تنگ می خواندند. به «دبیت» در گویش بیرجند « دیم Dim» گفته می شود .

7 – جرJerab (جوراب) :

پیش از آنکه جوراب های ماشینی به بازار آید جوراب را خود زنان و دختران با میل می بافتندجوراب های زنانه نخی ، پشمی و یا کرکی بود که از نخ های باریک بافته می شد و رنگ های متفاوت داشت .

8 -چادِر Cader (چادر):

بالاپوش معروف که زنان آن را روی سرمی اندازند و از فرق سر تا پشت را می پوشانند چادر در آن زمان چند نوع بود که برخی از آنها هنوز معمول است:

1 – 8 – ابایی Abayi (عبایی) :

این نوع چادر را از پارچه عبایی می دوختند و از دو قسمت تشکیل می شد : پائین تنه آن مانند دامن بلندی بود که با بندی به کمر بسته می شد و بالاتنه آن را روی سرمی انداختند بدان سان که سر و بالا تنه را می پوشانید این چادر را معمولاً با «چاقچور» (دلاق) Delaq و تشریفاتی از آن استفاده می شد .

2 – 8 – قمیس qamis (قمیص) :

واژه «قمیس» عربی و اصلاً به معنی پیراهن (بویژه پیراهن پنبه ای ) است ولی در گویش بیرجند به معنی «چلوار» به کار می رود. در آن هنگام از انواع ضخیم چلوار سفید چادری می دوختند که به آن «چادر قمیص» ( چادر قمیس Cader qamis) می گفتند . این چادر جلو باز بود و دامنی گشاد و گسترده داشت و در انتهای آن «عطف» و «سجافی» می دوختند که در گویش بیرجند «افد Afd» فراگو می شد . این چادر را بیشتر در خارج از خانه به سر می کردند و سرانداز طبقات متوسط جامعه بود. این چادر امروزه متروک شده است.

3 – 8 – چت Cet (چیت):

از چیت به ویژه انواع نازک و گلدار آن چادری می دوختند که سبک و راحت و جلوباز بود و چون در هنگام خواندن نماز از آن استفاده می کردند به «چادر نماز Cader Namaz) معروف بود و هست. بعلاوه چون جنس پارچه آن چیت بود، بیشتر به آن «چادر چت Cader Chet» گفته می شد . استفاده از این چادر هنوز بسیار معمول است.

4 – 8 مجلسی Majlesi (مجلسی) :

چادر های مجلسی را از پارچه های نسبتاً نازک و گران قیمت می دوختند مانند تور، زری نازک، حریر، گل ابریشمی و ... و از آنها در مجالس جشن بویژه عروسی ها استفاده می کردند و یا هنگامی که زنی با چادر عبایی به خانه کسی یا مجلسی می رفت یکی از این چادر ها را به وی می دادند و از او خواهش می کردند که چادر خود را عوض کند و راحت شود و به اصطلاح «سر خود را سبک کند». این چادر ها جنبه اشرافی داشت و هر کدبانوی متشخص تعدادی از آنها در اختیار داشت که نمودار تشخص او بود.

9 – چَرقت Carqat (چارقد/چهارقد) :

پارچه نازک چارگوشی که آن را به شکل مثلث تا می زدند و بر سر می انداختند و در زیر گلو آن را با سنجاقی می بستند که از سرشان نیفتند. چارقد از پارچه های ساده و گلدار ، ارزان یا قیمتی و به رنگ های مختلف تهیه می شد. معمولی ترین آنها از پارچه سفید و گاه سیاه بود.

10 – دسمال/دسمال سر dasmal/dasmale sar (دستمال/دستمال سر) :

«دستمال» پارچه ای بود نازک و چهارگوش نخی و یا ابریشمی و معمولی یا زینتی که آن را تا می زدند و به صورت یک نوار یا بند (به عرض 2 تا 3 سانتی متر) در می آوردند و روی چارقد برگرداگرد سر می بستند تا چارقد از سرشان نیفتد. «دستمال» چند نوع بود:

1 – 10 – دسمال خیاته Dasmale Xeyate (دستمال خیاته):

«خیاطه» در زبان عربی به معنی نخ، رشته و آنچه بدان دوزندگی کنند می باشد ولی در گویش بیرجندی به نوعی نخ و پارچه ابریشمی معمولی اطلاق می شد و می شود. «دسمال خیاته» جزء سربند های خوب به شمار می آمد.

2 – 10 – دسمال کلاقی Dasmale kalaqi (دستمال کلاغی):

این «دستمال» ابریشمی بود و از نوع ابریشم مرغوب و گران قیمت بافته می شد و جزء دستمالهای فاخر به شمار می آمد.

3– 10 – دسمال نخی Dasmale Naxi (دستمال نخی):

این نوع دستمال از نخ باریک پنبه ای بافته می شد و لطیف و نازک بود و بیشتر زنان روستاییان و کشاورزان و کارگران از آن استفاده می کردند .

یادداشت : رنگ همه انواع این دستمال ها سیاه بود همه حاشیه ای رنگی و منقش داشتند برخی زنان و دختران روستایی – بویژه کولی – سکه های نقره از آن آویختند.

11 – دلاق Delaq (دولاق/دولاغ=چاقچور):

به چاقچور در بیرجند «دلاق» می گفتند که تلفظ گویشی واژه «دولاق» / «دولاغ» است دولاغ (دولاغ) را فرهنگ نویسان مرکب از «دو» و «لاغ/لاق» به معنی «شاخه،شقه» دانسته اند. «دولاغ» نوعی پاپوش زنانه بود که به پا می کردند و مانند جوراب جایی برای پنچه پا داشت ولی ساقها و رانهای آن گشاد بود و بر روی هم پوشاکی بود که از جوراب و شلوار گرفته شده بود. این پوشاک را معمولاً از دبیت سیاه و گاهی از پارچه های بهتر و قیمتی سیاه ، سبز ، قناویز و ... می دوختند و آن را بیشتر در مواقعی به پا می کردند که چادر عبایی به سر می نمودند. دولاق و چادر جدایی ناپذیر بودند و به جمع آن دو «چادر دولاغ» (چادر دلاق Cader delaq) می گفتند ، همان که در فارسی «چادر چاقچور» نامیده می شد.

12 – روبن ruban ( روبند / روبنده / روبندک)

« روبند» را از پارچه نازک یا توری تهیه می کردند و آن را جلوی صورت می آویختنند و در مقابل چشمها شبکه هایی را در آنها ایجاد می کردند که از آنها می توانستند پیش پای خود را ببینند.

13- زر چرقتی zer carqati ( زیر چارقدی)

« زیر چارقدی» دستمال مانند کوچک ونازکی بود که زنان جوان در زیر چارقد بر سر می انداختند. زنان مسن وسالخورده به جای آن از « عرقچین» استفاده می کردند.

14- شلیته sallite (شلیته)

«شلیته» به شلواری بلند ( تا مچ پا) و پرچین وگشاد گفته می شود.به این پوشاک که گاهی تا مچ را می پوشاند « شلوار» هم می گفتند.زیر شلیته شلوار ( تنبان) نمی پوشیدند.«شلیته» رابیشتر روستاییان و کارگران ونوع فاخر آن ر زنان سالخوره اعیان و اشراف وطبقات متوسط به پا می کردند.

 15- قدیفهqadife( قطیفه)

«قدیفه» پارچه ای مستطیل شکل بود که گاه به جای چادر آن را به سر می انداختند.(بویژه روستاییان) و از نوع پنبه ای وسفید ان را به جای حوله برای خشک کردن بدن در حمام استفاده می نمودند.«قدیفه» انواعی داشت از جمله پنبه ای وابریشمی ونوع پنبه ای آن خود دو گونه بود.که به «قدیفی ملهqadify malle » معروف بود.«قدیفی مله» بیشتر سر انداز زنان روستایی وکارگران وطبقات کم بضاعت بود ومردان روستایی نیز در مواقع بارندگی آنرا به عنوان بارانی به کار می بردند.در بیرجند به نخ پنبه ای کارخانه ای ( ریسمان) «رش res»

( ریس ) می گفتند.و می گویند و قدیفه هایی که از این نوع نخ بافته می شوندو می شد را «قدیفی رسی qadifey resi» می نامیدند و می نامند.و از آنها به عنوان حوله حمام و یا روانداز ( شمد ) استفاده می کردند.

16- کردیkordi( کرته/ قرطه) :

«کردی» تلفظ گویشی واژه «کرته » فارسی است و آن نوعی نیم تنه نازک زینتی بود که از پارچه های فاخر دوخته می شد و آن را روی پیراهن می پوشیدند . این نیم تنه نازک آستینهای بلند با سر آستینهای نوک تیز داشت که از روی مچ آن را تا می زدند.و به جای دکمه «گوی انگله »هایی داشت که در صورت لزوم آنها را می بستند.این واژه راکه معرب آن «قرطه» و«قرطن» است فرهنگ نامه ها به معنی زپیراهن ضبط کرده اند.

17- کوسه kuse:

«کوسه» بافته ای بود چهار گوش مانند «برد» از پشم ولی بسیار لطیف و گرانبها در چهار گوشه آن چهار« بته چقه »دیده می شد« کوسه» سراندازی بود لطیف گرم وفاخر که اختصاص به طبقات مرفه ومتعین داشت.

18- کیش kis( کیش/ خیش):

«کیش» سر اندازی بود پارچه ای ومستطیل مانند «قدیفه» و« کوسه» که بیشتر به جای چادر از آن استفاده می کردند.این سر انداز انواع نخی ،پشمی وابریشمی و رنگهای مختلف و گاه آمیخته داشت. کیش از قدیفه مرغوب تر و از کوسه پست تر بود ولی انواع پشمی وابریشمی آن جزء پوشاک های فاخر به شمار می رفت و ویژه توانگران بود.

19- یل yal(یل):

نوعی «نیم تنه» یا «کت»و «ژاکت» زنانه بود که معمولاً از پارچه های کلفت تر دوخته می شد وآن را روی پیراهن می پوشیدند.یل مانند کت آستین داشت .

  
نویسنده : راضیه ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :